خلاصه کتاب قدرت بیان از برایان تریسی2

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

 قسمت دوم

کتاب قدرت بیان

(حرف بزن تا برنده شوی) 

نویسنده برایان تریسی

این قسمت : بخش اول

هنر صحبت کردن و بلاغت

توسط : احمد انصاری

 

 

 

متن پادکست

به نام خداوند جان حیات، خداوند بخشنده­ ی ارتباط

عرض سلام و احترام دارم خدمت شما دوستان و همراهان گرامی، امیدوارم که حال و احوالتون عالی باشه، امروز با قسمت دوم کتابیار و فصل اول کتاب قدرت بیان، حرف بزن تا برنده شویی؛ جناب برایان تریسی در خدمتتون هستم. امیدوارم که قسمت اول رو گوش کرده باشید و استفاده کرده باشید از مطالبش و حالا در قسمت دوم یعنی فصل اول این کتاب با من همراه باشید اسم این فصل هست هنر صبحت کردن و فن بلاغت.

همونطور که می­دونید می­تونم توی کتاب آغاز هر فصل با یک جمله قصار یا یک نقل و قول شروع کرده این فصل هم با جمله­ای که شروع کرده، هدف او از سخنوری­هایش تاثیر گذاری واقعی بود او هرگز صرفاً برای اینکه کسی به حرفایش گوش کند، صبحت نمی­کرد. آبراهام لینکن در ستایش هنری کلی.

خب اینجا می­خواد بیشتر در رابطه با این هنر صبحت کردن توضیح بده، اما در این کتاب فصلها اونطوری نیست که همون عنوان و taitelکه داره همون رو بگه. مثلاً در این فصل یکی دوتا از فنون طراحی سخنرانی و تکنیکها رو هم اومده گفته و یک ذره اینطوری در هم یک ذره، مطالبی که گفته و این از خاصیت کتابهای آقای برایان تریسی من فکر می­کنم که توی همه فصلها انواع و اقسام داستانها و چیزهای متفاوت گفته شده و زیاد خودشون رو محدود نکردن، حالا بعضی این سبکها رو می­پسندن و بعضی­ها نمی­پسندن ولی مثل اینکه خیلی می­پسندن که حالا کتابهاشون، کتابهای پرفروشی هست.

چندتا از جمله­هایی که ایشون شروع کردن، این فصل رو باهاتون در میون می­ذارم، اوج تاثیر گذاری انسان توانایی ترغیب دیگران بوده است به عبارت دیگر هدف و یا مقصود از صبحت کردن در میان جمع کمک به روی دادن اتفاقی است که در صورت نبود صبحتهای گوینده، رخ نمیدهد. این مطلبی است که ما بهش اشاره می­کنیم که حتماً حتماً هدف داشتن خیلی مهمه؛ هدف داشتن باعث میشه که وقتی ما سخنرانی­مون تموم میشه؛ مخاطبها بگن که چکار کنم؛ یعنی یکی از فنون بسیار مهمی که 5 تا فن داره کل منطق، یکی از فنون اصلیش خطابه هستش؛ یعنی اینکه بتونیم با سخنرانی کردن دیگران را متقاعد کنیم که این صحبت خیلی بالایی از سخنرانی هست.

حالا اینجا توضیح داده که چند نوع سخنران وجود داره، یکی اینکه مردم میگن که چه سخنرانی خوبی و یک نوع دیگش اینه که وقتی سخنرانی تموم میشه همه میگن پیش بسوی هدف و همه می­خوان یک کاری بکنند وظیفه شما به عنوان یک سخنران این هست که مخاطبتون رو وادار و ترغیب کنید به گونه­ای که صبحتهای شما طرز تفکر احساس و عملکردشان را تغییر دهد به عبارت دیگه، اونها رو مجبور کنید که کاری انجام دهند و اونها رو به حرکت کردن تشویق بکنید؛ یعنی یک راننده خوب میشه همین؛ و میگه این کاملاً اکتسابی شما می­تونید یاد بگیرید، مثل رانندگی کردن، تایپ کردن و یا استفاده کردن از تلفن همراه شما می­تونید این رو هم یاد بگیرید؛ ممکن بلد نباشید خیلی از امکانات تلفن همراه شما ندونید و بلد نباشید میرید می­پرسید و تمرین می­کنید و یاد می­گیرید و یک سری امکانات و آپشن­هایی هم شما دارید مثل خوب سخنرانی کردن که ممکن بلد نباشید و یک کسی به شما آموزش بده. بعد در پاراگراف بعدی، یعنی قسمت بعدی میاد توضیح میده که سه رکن ترغیب کردن از زبان آقای ارسطو میگه، و میگه اولین فیلسوفی بود که به اهمیت سخنوری به عنوان ابزاری برای رهبری کردن پی برد. سه تا رکن گفته، منطق، اخلاق و احساس.

گفته که شما اگر می­خواید صبحتاتون تاثیر گذار باشه باید این سه رکن را حتماًرعایت بکنید یعنی هم صبحتاون منطقی باشه و هم اخلاقی باشه و هم احساس درش باشه؛ یعنی اگر مختصر بخوام توضیح بدم منطق یعنی اون روال و دلایلی که شما میارید و اون زنجیره­ای که جملات رو بهم دیگه وصل می­کنند و دلایلی که شما میارید و برهانهایی که شما میارید برای صبحت کردناتون این میشه منطقی ممکن یک مثال منطقی هم توش بزنید، مثالها، تشبیه­ها اینها همه منطق صبحت شما رو مشخص می­کنه که چرا این حرف رو زدید.

مبحث بعدی اخلاق که بنظر من میشه عرف؛ یعنی اینکه از نظر عرفی درست باشه حرف شما و اشاره به عرف هم بکنه مثلاً بگه توی این منطقه این کار خوب نیست ممکن توی منطقه­ای دیگه اینکار را بپذیرند و این کار انجام بدن، ولی توی منطقه­ی ما این به عنوان یک فرهنگ پذیرفته نیست ما یا اینکه فرهنگمون اجازه نمیده. این میشه یک چیز عرفی و اخلاقی که می­تونه سخنرانی شما رو تقویت بکنه ممکن منطقی هم نباشه خیلی زیاد ولی بتونه سخنرانی شما رو تقویت بکنه چون یک چیز عرفی و اخلاقی هستش.

مطلب دیگه جنبه احساسی هستش یعنی اینکه ما بتونیم که احساسات مردم رو هم درگیر بکنیم توی سخنرانی­هامون و بگیم ما قبول دارید اگر اتفاق بیفته چقدر پدر و مادرهایی که ناراحت فرزندانشون میشن. متوجه­اید چی دارم میگم یعنی علاوه بر اون منطق؛ علاوه بر اون اخلاق و اون عرفی که دارید میگید یک چیز احساسی مردم رو درگیر بکنید. مثلاً بگید خودتون با خودتون فکر کنید خودتون حالتون بهتر نمی­شه. اگر این کار بکنید یا حالتون بد نمی­شه اگر احساس کنید که همچین اتفاقی افتاده یال همه ما انسانیم و این اتفاق بیفته ما ناراحت میشیم؛ مسایل احساسی رو درگیر بکنید و احساسات انسانها رو در سخنرانی و در صبحت خودتون. پس این سه رکن در صبحت آقای ارسطو که حتماً اگر می­خواین سخنرانیتون تاثیر گذار و ترغیب کننده باشه این سه رکن رو داشته باشید.

بعد میاد به تحقیق آقای آلبرت محرابیان می­پردازه که ما این رو در کارگاه و دوره­ها یک ذره مفصل­ترشو توضیح میدیم که ایشون تحقیقاتی کرده در دانشگاه ucl[A1] و در رابطه با اینکه ارتباط موثر و ما پیامهامون از چه طریقی منقل میشه و بیشترین تاثیر گذاری مربوط به کدام یک هست ایشون گفته، واژه­ها، لحن صدا و زبان بدن سه رکن اصلی انتقال احساس است، انتقال مفهوم هستند و گفتند که کلمات 7 درصد از انتقال پیام رو تشکیل میدن و انقدر ما دقت می­کنیم رو انتخاب کلمات، درسته که خیلی مهم هستند ولی برای انقال پیام اگر بخوام مثالی بزنم مثل یک قطر لوله انتقال اثر کلمات 7 اینچ هستش. قطر لوله­ای که انتقال پیدا می­کنه و کابلش، کابل 7 اینچ اما در مرحله بعدی لحن صدا، لحن صدا 38 درصد یک کابل خیلی قویی که شما این کلمات رو با چه لحنی می­گید 38 درصد از انتقال هر پیام و در مرحله بعدی زبان بدن که میشه 55 درصد از انتقال پیام برعهده­ی زبان بدن انسان است؛ یعنی وقتی میگه شما یک صبحتی رو انجام میدین و یک مطلبی رو دارید ارایه میدید نوع کلماتتون که چه کلماتی رو انتخاب می­کنید 8 درصد و لحن کلامی که دارید استفاده می­کنید یعنی ناراحتید؛ ناراحت نیستید؛ هیجان زده­اید؛ هیجان زده نیستید و بقیه 55 درصد حالت چهره، چشمان شما و دست­ها و حالت بدنتون و اینها مشخص می­کنند که ارتباط چقدر موثر داره انتقال پیدا می­کنه، یعنی شما وقتی که دارید سخنرانی می­کنید بعضیا خب از طریق کانال فشار قویی استفاده نمی­کنند و فقط پشت تریبون یک سری متن رو از قبل نوشته و از رو می­خونه و نهایتاً تو لحنش یک تغیرات کوچیکی رو بتونه ایجاد کنه. چون وقتی ما از رو می­خونیم واقعاً اون متن رو و لحنمون رو هم زیاد نمی­تونیم مسلط باشیم و زبان بدنمون هم همینطور یک ذره سخت میشه. ولی سخنرانی که حالا به واسطه طراحی سخنرانی و اون امکاناتی که بهش میده بابت اینکه بتونه حفظ بکنه اون سخنرانیش رو و بتونه ارایه بده و نیازی نداشته باشه که دائماً به دست نوشته­هاش نگاه بکنه، اگر اون اتفاق بیفته می­تونه کاملاً از زبان بدنش استفاده بکنه، هم لحنش استفاده بکنه و هم از کلمات استفاده کنه. ما فقط توی حفظ کردن متن سخنرانی، یک قلابهایی و یک کلمات زنجیره­ای درست می­کنیم که با هرکدوم از اونها ما به مطلب بعدی رهنمود میشیم پیدا می­کنه و نیاز نیست که کلش رو حفظ بکنیم و نباید هم بکنیم. یک مقداری حفظ کردنی.

یعنی روند کل سخنرانی، شاه کلیدها و شاه بیت­ها حفظ کردنی و بقیه­اش با تمرین و ممارست در رشته­ای شما کار می­کنید اینها دیگه به ذهنتون میاد و کاملاً قلاب میشه این شاه بیتها و باعث میشه که شما جملات و شاه بیتها از ذهنتون بیرون نره. پس این هم شد برای تاثیر گذاری بیشتر و باید اون سه رکن ترغیب کننده ارسطو رو داشته باشیم و بعدش هم هم از زبان بدن استفاده کنیم و هم از لحن و هم از کلمات مناسب.

خب بعد در قسمت بعدی در رابطه با زبان بدن داره یک توضیحی میده و میگه مخصوصاً اگر می­خواین در ابتدای کار ارتباط برقرار کنید با مخاطبین دستهای­ خودتون رو در دو طرف آویزان کنید و کف دستهایتان را رو به بیرون و باز باشد و با لبخند و رو به چهره مستقیم به مخاطبانتون نگاه کنید که این ارتباط چشمی بسیار مهمه؛ هم به خودتون اعتماد به نفس میده و هم به شنوندگانتون و مخاطبانتون احساس راحتی میده اینکه شما باهاشون راحت هستید، خب در مطلب بعدی اومده به شما توضیح داده که هرچه شما با مخاطبتون راحت باشید اونها هم با شما راحت خواهند بود؛ افکارشون رو پنهان نمی­کنند. حالت تدافعی به خودشون نمی­گیرند و در مقابل تلاش شما برای تغییر آنها برای تفکر و اقدام متفاوت مقاومت نمی­کنند پس زبان بدن بسیار مهم است.

نکته­ای دیگه­ای که ایشون صبحت می­کنه و میگه اگر می­خواید بازهم نتیجه بگیرید، آرام صبحت کنید و مکث کنید و بین جملات آرام لبخند بزنید. حالا هرچی لبخند بیشتر بیزنید بیشتر می­تونید این حس رو برسونید. با لبخند زدن اشتیاق و صمیمیت را به اطرافیانتون رو منتقل کنید. حالا گفتم میاد تو فصلهای متفاوت دوباره روشهای طراحی سخنرانی هم یکدفعه میگه. اینجا اومده گفتهاین روش ساده­ای از طراحی و سخنوری رو گفته پیچیده گفته. توی روش ساده میاد میگه شما بیاین سه قسمت کنید کل سخنرانی­تون رو بخش اول مقدمه و به مخاطبینتون بگید راجع به چه چیزی می­خواید صبحت کنید. به نام خدا سلام، بعد از اون سیستم معرفی که بعداً بهش می­پردازیم. اولیه. میگید امروز می­خوام در رابطه با این مسأله صبحت بکنم. یک مقداری حول و حوش این صبحت می­کنیم که این مسأله فلان، اینطوری شده و فلان شده. در بخش دوم اون چیزی که در مقدمه قول داده بودید به مخاطباتون میگید. میگید در مورد مثلاً دیجیتال مارکتینگ می­خوام صبحت بکنم که امروزه خیلی سر زبونها افتاده، خیلی در موردش صبحت می­کنند و اگر شما کسب و کاری دارید شما باید این کار اینجوری بکنید و در قسمت دوم دیجیتال مارکتینگ رو توضیح میدین که دیجیتال مارکتینگ اینه؛ اینها رأسش؛ اینها مطالبش و می­خوام یک نکته مهم از دیجیتال مارکتینگ را به شما بگم.

بخش سومم هم خلاصه کنید و بگید همونطو که به شما قول داده بودم در مورد کلاس صبحت کردم؛ این سه روش رو گفتم؛ این و گفتم و این رو گفتم. می­گید این یک روش خیلی ساده است برای طراحی سخنرانی و اشاره می­کنه بعدش که هر سخنرانی وظیفه­ای برعهده داره. یکی از وظایفی که در سخنرانی باید انجام بدین، داشتن هدف در ذهنتان هست. اول در ذهنتون هدف رو مجسم کنید و بعد در ذهنتون یک چیزایی بنویسید، main mapباید بکشید یعنی یک نقشه ذهنی داشته باشید؛ من هدف اینه که اینها بیان این هدف رو بخرند هدفم اینه که من رو بشناسند و هدفم اینه که فلان محصول رو فقط معرفی بکنم و برای اینکه این اتفاق بیفته بیام رو نقشه پیاده بکنم و برای رسیدن به هدفم باید چکار کنم.

مطلب بعدی که ساختار پیچیده­تری هست برای سخنرانی طولانی­تر داره توضیح میده. دوباره اینجا اومده 8 قسمتش کرده و قسمت اول میگه؛ پیش گفتار هدف از این مرحله جلب توجه مخاطبان ایجاد انتظارات و معطوف کردن حواس شنوندگان است. اگر کسی به صبحتهایتان گوش نمی­دهد و یا توجه نمی­کند. صبحتهای شما فایده نداره. میگه تو اولش ما بهش می­گیم یخ شکنی و اتصال و معمولاً بهش می­گیم دوست داشته باشند که ادامه سخنرانی شما رو گوش بکنند و دومین قسمت مرتبط در این مرحله معتمد محتوای صبحتهایتان و دلیل اهمیت آنرا به مخاطبانتان بگویید بعد در قسمت سوم نکته اول 4 انتقال به نکته بعدی  نکته مهم دوم، شش یک انتقال دیگر، هفت نکته مهم سوم و هشت جمع بندی.

ببین می­خواد بگه که اینجا یک نکته مهم بگه؛ نکته­ی اول من امروز می­خوام در مورد سه نکته با شما صبحت بکنم. یا این رو می­گید و یا نمی­گید اما اولیش اینه که اگر در عصر حاضر بخوایم ما از دیجیتال مارکتینگ استفاده بکنیم باید ببینیم که فرهنگ استفاده از دیجیتال مارکتینگ چطور هست؛ مثلا در رابطه با این توضیح میدیم بعد نکته 4 گفتم انتقال به نکته بعدی و میگه حالا در اهمیت اینکه ما به فرهنگ توجه می­کنیم در دیجیتال مارکتینگ باید به یک تحقیقی اشاره بکنم که در فلان جا اتفاق افتاده و این رو می­گید دوباره نکته بعدی رو میگید. حالا می­خوام اهمیت شرایط اجتماعی رو توضیح بدم در رابطه با دیجیتال مارکتینگ دوباره در ادامه میگه می­خوام اینها رو زنجیر وار بهم دیگه وصل می­کنیم و در انتها گفته جمع بندی این مرحله در واقع نتیجه­گیری و دعوت به عمل است. توی نتیجه­گیری می­گی که چی­ها گفتید و چه توضیحاتی دادید و در رابطه با نهایت جمع­بندی و نتیجه می­گیری می­کنیم که حالا من به شما توصیه می­کنم که حتما در رابطه با نکاتی که گفتم. استفاده کنید از مزیتهایی که دیجیتال مارکتینگ برای شما داده یا می­تونید کارت اکشنتون رو فروش باشه و حتماً به سایت ما سر بزنید و اونجا از 0 تا 100 این مطالب و راهنمایی­هایی که می­خواین هست یا با این شماره تماس بگیرید و همکاران من، شما رو راهنمایی می­کنند  حتماً حتماً اقدام به عمل واضح ته جمع­بندیاتون قرار بدین.

صبحت کردن با قدرت و حضور ذهن مطلب بعدی که راجع بهش صبحت می­کنه، یک مثال خیلی خوبی هم می­زنه میگه یکبار از نویسنده­ی معروف آلبرت کوبار پرسیدن چگونه نویسنده شدی اون در جواب گفت تنها راه راه یادگیری نوشتن، نوشتن، نوشتن، نوشتن، ... و نوشتن هست به همین ترتیب که هنر صبحت کردن هم بیاموزید تنها راه یادگیری صبحت کردن، صبحت کردن، صبحت کردن، صبحت کردن، صبحت کردن،..... صبحت کردن است یعنی همین تعدادی که دیدن کاملاً ایشون نوشته از زبان آقای برایان تریسی دیگه.

کسی که این همه کتاب در زمینه­ی فن بیان و سخنرانی داره و راه­حلی جز تمرین کردن و سخنرانی کردن نداره. هر بهونه­ای که پیدا می­کنید که شما صبحت کنید باید از اون استفاده کنید. مثلاً من همین کتاب رو دارم برای شما بصورت پادکست و یا فایل صوتی توضیح میدم این یک بهونه­ای برای صبحت کردن و شما هم می­تونید همین کار را بکنید و کتابهایی رو که می­خونید بصورت صوتی هر قسمتش رو که می­خونید توضیح بدین برای دیگران. این رو پادکست کنید برای دوستانتون بفرستید بعد نظرشون رو بپرسید و یا خودتون گوش بدین و نقاط ضعف و قوتش رو پیدا بکنید. برای اینکه دوباره اومده این آخر توضیح داده برای اینکه لحن صبحت کردنتون خوب بشه میگه یکی از راههای صبر بهبود سخن خواندن یک قطعه شعر با صدای بلند هست. این هم به آمادگی ذهنی شما کمک می­کنه که بعداً در حاضر جوابی و بداهه گویی خیلی مهمه از حفظ خوندن. بلند خوانی قدرت تارهای شما رو بالا می­بره و تارهای صوتی­تون رو تقویت می­کنه؛ اعتماد به نفس به شما میده و شما بلند می­خونید مجبورید کلمات رو آخرش رو نخونید کامل ادا کنید همه­ی اینها باعث اعتماده به نفس خیلی خوبی به شما میده و حتماً بلند خوانی رو تمرین بکنید.

آهنگ و لحن صدایتان را تغییر بدین میگه برای بلند خوندن سعی کنید یکنواخت نخونید؛ یک شعر وقتی می­خونید سعی کنید اون احساس که از کلمه می­گیرید اون احساس رو سعی کنید با صداتون احساس رو بازی کنید مثل صدا پیشه­ها مثل اینهایی که داستانهای رادیویی اجرا می­کنند با اون صداشون سعی می­کنند حس و حال رو برسونن. شما بصورت مبالغه آمیز و این کار رو بکنید تا عادت بکنه صداتون به اینکه لحن داشته باشه. به اینکه بتونه احساسات رو هم بیان کنه.

قاعده کلی این است که مردم حرفی را که شما می­گویید فراموش می­کنند اما نحوه گفتن آن را به یاد میارند. می­خواد بگه شما اگر خودتون دقت بکنید آخرین باری که همایشی، یا سخنرانی چیزی شرکت کردید و یک نفر اومده مطلبی رو گفته بیشتر می­گید خوب بود یا بد بود و چقدر خوب اجرا کرد. نحوه اجرا رو بیشتر یادتون تا اینکه مطالب یادتون باشه. ولی نحوه اجرا و اینکه سخنران خوبی بود و یا سخنران بدی بود این بیشتر به ذهنمون میاد تا اینکه یک نفر بگه مطالب خوبی گفت و یا مطالب بدی گفت، این خیلی مهمتر و در قسمت انتهایی میگه از بقیه یاد بگیرید، صبحتها و سخنرانی­های دیگر را یاد بگیرید. این یک راه حل بسیار خوبی همونطور که من توی کارگاهها و دوره­ها میگم، ماها اصلاً مهارتها و هنرها رو با تقلید کردن یاد می­گیریم و باید هم اینطور باشه و چون از وقتی که به دنیا میایم، با تقلید کردن صبحت می­کنیم با تقلید کردن یاد می­گیریم با تقلید کردن راه بریم و خیلی از راهها رو با تقلید کردن یاد می­گیریم، این کار را هم باید یاد بگیریم، اما بزرگتر که شدیم کارها رو با سبک خودمون انجام میدیم. اینطوری راه میرم، اینطوری حرف می­زنم، اینطوری می­نویسم، ولی در ابتدای کار حتما نیاز به تقلید هست. اگر یادتون باشه در کتابها الگو داشتن و ما مجبور بودیم از روی یک حروفی بنویسم تا عاطفه لمسی که دستمون باشه و عادت بکنه که روی چه خطی باید حرکت بکنه؛ اما همه دست خط هامون با هم دیگر متفاوت چون هرکدوم سبک خودمون رو بهش اضافه می­کنیم و همینطوری الگو باید داشته باشیم و بنویسیم و همینطور سیاه مشق باید انجام بدیم تا بتونیم اون توانایی­های خودمون و استعدادهای خودمون و ذوق و سلیقه­ی بهش اضافه بکنیم.

در پایان یک جمع بندی کرده و گفته که هیچ راه میانبری هم وجود نداره برای این صبحتها که کردیم. خب دوستان این شد فصل اول کتاب فن بیان، قدرت فن بیان و حرف بزن تا برنده شویی. امیدوارم که مورد پسندتون بوده باشه و طول این صبحتها که دارم من می­کنم و برنامه­های کتابیاری که دارم ضبط می­کنم گوش بکنید برای خودتون و برای خودتون تمرین بنویسید، هر کجا که فکر می­کنید این می­تونه تمرین خوبی برای خودتون باش این تمرین را بنویسید. به عنان مثال الان برداشتتون رو از این فایل صوتی در غالب یک پادکست 1 دقیه­ای، 2 دیقه­ای، 3 دیقه­ای و یا هرچیزی که بود شروع کنید. بعد از اینکه این فایل گوش کردید، ضبط کنید صدای خودتون رو و بگید که فصل اول کتاب فلان و آن چیزی که برداشت من بود این هست. حالا اگر خواستید برای ما هم بفرستید من نظم را خواهم گفت از طریق کانال ارتباطی تلگرام. بعد می­تونیم صبحت کنیم و توی آرشیو رادیویی بزاریم. اگر دیدیم اون شرایط رو داره تا دیگران هم استفاده کنند. این یک تمرین بسیار خوب، برداشتتون رو اگر کتاب خوندید، 3 دقیقه، 5 دقیقه صبحت بکنید و 10 دقیقه در موردشاگر فایل صوتی می­شنوید پادکستی که در موردش می­شنوید دوباره برداشت خودتون رو بگید این از دو جهت به شما کمک می­کنه که هم مطالبی که یاد گرفتی نهادینه میشه در ذهن شما و همینکه موضوع بسیار خوب برای صبحت کردن و سخنرانی کردن.

خب متشکرم از همه شما عزیزان و تا کتابیار بعدی همه شما رو به خدای بزرگ می­سپارم. خدا یار و نگهدارتون باشه.

 

مطالب مرتبط - کتابیار

دیدگاه (0)

کسب رتبه 0 ستاره ، از 5 ستاره ، از مجموع 0 نظر ثبت شده
هنوز دیدگاهی بیان نشده است

ارسال دیدگاه

پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
نظرات کاربران
صبا نظری را ارسال کرده است در :زیر و بم یک مذاکره تجاری موفقیت آمیز
کاربردی بود و استفاده کردم . ممنون
ارسال شده در بلاگ یکشنبه, 26 آگوست 2018 11:23
مریم نظری را ارسال کرده است در :از فن بیان مذاکره چه می دانیم؟ (37)
بسیار کاربردی بود
ارسال شده در بلاگ یکشنبه, 26 آگوست 2018 11:19
جمشید نظری را ارسال کرده است در :تکنیک ‌های مذاکره برای گفتمانی تاثیرگذار
مطالب مفیدی بود
ارسال شده در بلاگ یکشنبه, 26 آگوست 2018 10:00

با اعتماد خرید کنید

logo-samandehi logo-samandehi

با خیال راحت خرید کنید

تا کنون بیش از ... نفر را آموزش داده ایم.

شما هم به جمع ما بپیوندید.

درباره ما

من احمد انصاری هستم
نویسنده مدرس و مشاور
اصول مذاکره و مهارتهای ارتباطی
پاسداران ، بلوار کاوه ، نبش دولت
شماره تماس :      ۰۹۳۳۱۱۱۷۱۹۹
شماره دفتر یک : ۰۲۱۸۸۸۸۳۸۳۸
شماره دفتر دو :    ۰۲۱۲۲۷۷۱۰۴۶
ایمیل : info@ahmadansari.com
 

شبکه های اجتماعی

احمد انصاری

hi